على اصغر شميم
315
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
« . . . در ميان دوستعلى خان معير الملك ( خزانهدار ) و پاشا خان امين الملك ، با سوابق انس و قدمت هم قدمى ، منافرت و مناقشتى مزمن مستدام شده بود و از يكديگر امنيت نداشتند و طبعا در چنين آشفتگىها ، بازار نمام و غماز رونقى دارد . شنيدم روزى محمد خان ، پسر قاسم خان والى كه بنى عم و داماد معير بود ، در محضر او محرمانه از مبحثى كه در منزل امين الملك گذشته بود و بعض آن به معير الممالك نسبت داشت ، شرح داد . معير الملك پس از استماع قضيه ، به محمد خان گفت : از امين الملك و امثال او دلم از ابراهيم آبدار پاك نيست كه بر من و همه از او چه آسيبها مقدر باشد . شنوندگان اين جواب استعجاب مىكردند كه آقا ابراهيم « 1 » ، آبدار شاهى ، كيست و چه مقدار دارد تا دوستعلى خان به اين اقتدار از او بينديشد ؟ پس از چند سال حدس صائب و نظر مردمشناس دوستعلى خان ثابت كرد كه در پيشانى مملكت واردات آتيه و مقدرات حتميه را چگونه به درستى خوانده بود « 2 » » . علاوه بر عملهى خلوت ، چنانكه اشاره شد ، همخوابههاى متعدد شاه نيز در مزاج او نفوذ داشتند و اين نفوذ در عصر ناصر الدين شاه كه مردى عاشقپيشه و شهوتران بود ، بيشتر و آثار نكبتبار آن شديدتر بود . محمد شاه قاجار ، علاوه بر آنكه حلقهى بندگى حاجى ميرزا آغاسى صدراعظم مراد و مرشد خود را به گردن گرفته بود ، توصيههاى ملكه يعنى مهدعليا را مىپذيرفت و به خواستههاى او ترتيب اثر مىداد . نفوذ مهدعليا بر مزاج فرزندش ناصر الدين شاه يكى از علل مهم فناى ميرزا تقى خان اميركبير و آن زن محيل و خودخواه از دشمنان سرسخت امير بود . امين الدوله دربارهى جيران تجريشى ، محبوبه و معشوقهى ناصر الدين شاه كه بعدا به فروغ السلطنه ملقب گرديد ، چنين مىنويسد : « پادشاه جوان به معلومات خود غره ، به دخالت در كارها مايل گرديد و در همين اوقات از اتباع حرم كه نزد مادر شاه در مسلك مغنيات و رامشگران بود ، پادشاه به او الفتى و مهرى پيوست . صيغهى جارى و به عنوان تمتع در سلك جوارى آمد ، موضع عشق شاه شد ، وجود نازنين ناصر الدين شاه را اسير خود ديد ، مىخواست معشوقيت خود را كه مستلزم مطاعيت است ، به مردم جلوه دهد . « در كارهاى مشكل حاجت مىشد توسط او مردود نمىشد . » و چند سطر بعد مىنويسد : « اينجا براى عملهى خلوت از بيرون و زنان از اندرون راه مداخلت به امور
--> ( 1 ) - آقا ابراهيم آبدار شاهى روزبهروز نزد شاه مقربتر و سرانجام به امين السلطان ملقب و فرزند او ميرزا على اصغر خان لقب پدر را به ارث برد و از بازيگران به نام سياست دورهى آخر سلطنت ناصر الدين شاه و دوران سلطنت مظفر الدين شاه گرديد . ( 2 ) - خاطرات سياسى امين الدوله .